هویت و رسالت فردی


 

یکی از مواردی که می تواند در زندگی یک انسان نقش بسیار پراهمیتی را دارا باشد بحث رسالت در زندگی است که در رابطه ی مستقیم با عملکرد ضمیرناخودآگاه است.به طوری که هر کدام از ما انسان ها یک برنامه ریزی بسیار قوی در خود داریم که در جهت دنبال کردن یک هدف اعتقادی می باشد.این هدف در رابطه با مذهب یا خانواده یا یک گروه دوستی،که در دوران مختلف زندگی بخصوص در سن زیر ۷ سال و یا در زمان بلوغ فکری (زمان آن مشخص نیست) شکل می گیرد.بلوغ فکری زمانی به وجود می آید که بر اساس یادگیری های جدید ،باورهای جدید و کاملا شخصی در ما ایجاد می شود .پس بعد از شکل گیری این باورهاست که ماموریت یا رسالت روحانی ما بوجود می آید.این پدیده در وجود یک فرد به نوعی شکل گیری یک مسیر مشخص برای زندگی است ،مسیری که در آن می توانیم به نوعی تکامل یا رضایت عمیق درونی برسیم.با توجه به موارد ذکر شده بنده در زمینه ی پیدا کردن رسالت و هدف سازی برای رسیدن به آن در خدمتتان هستم..

رسالت یکی از مواردی که می تواند در زندگی یک انسان نقش بسیار مهمی را دارا باشد بحث رسالت در زندگی است که در رابطه ی مستقیم با عملکرد ضمیرناخودآگاه است به طوری که هر کدام از ما انسان ها یک برنامه ریزی بسیار قوی در خود داریم که جهت دنبال کردن یک هدف اعتقادی می باشد.این هدف در رابطه با مذهب یا خانواده یا یک گروه دوستی،که در دوران مختلف زندگی بخصوص در سنین زیر ۷ سال و یا در زمان بلوغ فکری (زمان آن مشخص نیست) شکل می گیرد. بلوغ فکری زمانی بوجود می آید که بر اساس یادگیری های جدید باورهای جدید و کاملا شخصی در ما ایجاد می شود.پس بعد از شکل گیری این باورهاست که ماموریت یا رسالت روحانی ما بوجود می آید.این پدیده در وجود یک فرد به نوعی شکل گیری یک مسیر مشخص برای زندگی است.مسیری که در آن می توانیم به نوعی تکامل یا رضایت عمیق درونی برسیم.و در واقع هر کاری را که انجام می دهیم برای رسیدن به این رضایت می باشد .زمانی که احساس می کنیم به رسالت خود رسیده ایم یا آن را انجام داده ایم احساس رسیدن به اوج توانایی ها در ما شکل می گیرد و حس می کنیم لااقل برای یک چیز با ارزش زندگی کرده ایم.رسالت هر انسان در زندگی ارتباط مستقیم با ارزش های او دارد و همچنین تاثیر مستقیم روی ضمیرناخودآگاه او می گذارد.ضمیرناخودآگاه خود به تنهایی با تکیه بر رسالت فرد می تواند بصورت هشدار فردی را از بیراهه رفتن نسبت به رسالتش آگاه ساخته و او را از بیراهه رفتن باز بدارد و مجددا امکاناتی را فراهم سازد تا فرد در مسیر رسالتش قرار بگیرد.معمولا رسالت هر شخصی به اصول و مبانب انسانی مربوط می شود و بیش تر شاهد آن هستیم که فرد در رابطه با آن چیزی که فکر می کند می تواند برای دیگران بوجود آورد رسالتش را بوجود می آورد که جنبه ی معنوی دارد.

اگر به سطوح عصب شناسی بپردازیم متوجه می شویم که رفتارهای ما از محیط بصورت اکتسابی شکل می گیرد و به این ترتیب قابلیت ها ، ارزش ها و باور ها و هویتی را در ما بوجود می آورد که نوع زندگی ما را تشکیل می دهد.این نوع زندگی بصورت ظاهری بوده است.حال آنکه در باطن یا در رفتارهای عمیق تر دنیای معنوی تاثیر بر رسالت ما می گذارد و هویتی که می خواهیم در آن رسالت داشته باشیم و باور ها و ارزش هایی که یک شخص با هویت مورد نظر داراست را بدست آوریم که در نتیجه قابلیت های ما را شکل می دهدو تاثیر مستقیم بر روی رفتارهای ما دارد و رفتارهای ما بر روی محیط تاثیرگذار است.

همیشه در رابطه با رسالت باید از خود بپرسیم : ۱-آیا من می توانم یک ……….خوبی باشم؟ ۲-مشخصات یک ……….. خوب چیست؟ ۳-یک مدل را انتخاب می کنیم و می توانیم خود را با مدل یا الگو مطابقت دهیم. برای این که رسالت خود را شناسایی کنیم باید بصورت زیر عمل کنیم: ۱-علائم سبز و قرمز را با ضمی ناخودآگاه برقرار می کنیم. ۲-یک فهرست از تمام امکانات مادی و مالی را که علاقه مند هستیم به آن ها برسیم تهیه می کنیم. ۳-در وضعیت ریلکسیشن تصور می کنیم به تمامی آن امکانت رسیده ایم. ۴-خود را در یک فضای مطلوب یا روحانی مجسم می کنیم و تصور می کنیم از تمامی امکانات نامبرده برخوردار هستیم. ۵-احساس یک خلع درونی را در وجود خود حس می کنیم و سعی می کنیم تشخیص دهیم توسط چه چیزی یا فعالیتی این خلع درونی پر می شود؟ ۶-تصور می کنیم راجع به این هدف یا رسالت با کسی مشورت می کنیم و انگیزه ی خود را که به نوعی مربوط به یک مورد معنوی یا انسانی می شود بیان می کنیم. در قسمت بعد پس از آن که رسالت را شناسایی کردیم از ضمیرناخودآگاه خود می پرسیم آیا من از هویت لازم برای انجام این فعالیت برخوردار هستم؟ اگر جواب منفی بود مدل برداری از یک فرد دیگر که همان فعالیت را دارد انجام می دهیم.(چنانچه احساس کردیم اصطلاحا اعتماد به نفس یا توانایی لازم برای انجام آن فعالیت را نداریم یا خیلی در دوردست قرار دارد با تکنیک افزایش اعتماد به نفس،تغییر در باور و .. باور خود را تغییر می دهیم.

هویت و رسالت فردی